تبليغاتX
مطالب آموزشی تیم کادینوس

نوروزتان پیروز ، هر روزتان نوروز


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 14:4  توسط مدیر وبلاگ  | 

مراحل موفقیت در کار :

۱. باور :

الف : خودباوری : ابتدا خودتان را باور کنید و اعتماد به نفس خود را از طریق کسب علم ودانش ( نتوورکی ) بالا ببرید تا باور کنید شما میتوانید .

ب. باور و اطمینان کاری : شرکت خود را بشناسید . محصولات ، پلن ، اعتبارها ، هیئت مدیره ، بالاسریها و... را به دقت آنالیز کنید تا باور کنید به کمک آنها میتوانید به اهدافتان برسید .

۲ . تعیین هدف :

اهداف خود را تعیین کنید ببینید در آینده چه چیزهایی میخواهید به دست بیاورید . آنها را بنویسید ، به آنها فکر کنید . سعی کنید اهداف بزرگی داشته باشید ،تفاوت دستآوردهای انسانها در آینده به بزرگی اهدافشان در امروز بستگی دارد .

۳ . تعهد :

فاصله میان موفقیت و شکست خواستن است . داشتن اهداف کافی نیست بلکه باید برای رسیدن به آن به خودتان تعهد بدهید . فرض کنید سر شما را در زیر آب نگه داشته اند ، در این لحظه تمام تفکر شما رسیدن به هواست تا نفس بکشید ، اگر خود را در این حالت فرض کنید برای رسیدن به هدفتان ( اکسیژن )چگونه تلاش خواهید کرد؟

۴ . یاد گرفتن :

شاید شما در کارتان بسیار موفق بوده اید ، شاید شما مدرک تحصیلی بالایی داشته باشید ، شاید شما ....ولی اگر برای اولین بار است که قصد دارید این تجارت را به صورت حرفه ای دنبال کنید باید اصول ومبانی اولیه انجام این کار را بیاموزید تا موفق شوید .

۵ . پشتکار :

برای رسیدن به موفقیتهای بزرگ نیاز است این کار را از ابتدا به صورت مستمر و منظم انجام دهید . استمرار شرط موفقیت در این حرفه میباشد . این تجارت مانند مسابقه رالی که در پیچ و خمها باید آهستر برانید و در مسیرهای مسطح سرعت خود را بالا ببرید ، به حر حال شما باید در این پیست حرکت کنید چرا که در صورت توقف از بین خواهید رفت .

۶ . تکثیر :

فراموش نکنید ما از قدرت بالای تصاعد در نتوورک استفاده میکنیم . زمانی شما مجموعه موفقی خواهید داشت که بازاریابان تحط مدیریت شما بهترین فروشها را داشته باشند . پس سعی کنید با انتقال مطالبی که یاد گرفته اید بهو حمایت همه جانبه ، بازاریابان خود را به سمت رشد مناسب و درآمد بالاهدایت کنید .

۷ . از خود گذشتگی :

 اولویت شما درآمد بازاریابانتان باشد زیرا زمانی شما سود خواهید گرفت که بازاریابانتان سود های مناسبی بگیرند . پس خودتان را فراموش کنید و راهی راپیدا کنید تا بازاریابانتان را به سود برسانید . قطعآ اگر تمام ذهنیت شما سود بازاریانتان باشد احساس مسئولیت بیشتری میکنید و در ارائه آموزشها ، برگزاری جلسات مستمر ، پشتیبانی و حمایت جدیت بیشتری از خود نشان خواهید داد که همین امر ضامن موفقیت آنهاست .

با رعایت این چند نکته میتوانید ، موفقیت چشمگیری در کارتان بوجود آورید .


+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 1:44  توسط مدیر وبلاگ  | 
 

۱۰) چگونه به شغل خود علاقه مند باقي بمانيم؟


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 23:8  توسط مدیر وبلاگ  | 

 

زندگی خروسی!...

 

کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت.

 

يک روز زلزله ای کوه را به لرزه درآورد و باعث شد که يکی از تخم ها از دامنه کوه به پايين بلغزد.

بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه ای رسيد که پراز مرغ و خروس بود. مرغ و خروس ها می دانستند که بايد از اين تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ پيری داوطلب شد تا روی آن بنشيندو آن را گرم نگه دارد تا جوجه به دنيا بيايد.

يک روز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بيرون آمد. جوجه عقاب مانند ساير جوجه ها پرورش يافت و طولی نکشيد که جوجه عقاب باور کرد که چيزی جز يک جوجه خروس نيست!.

او زندگی و خانواده اش را دوست داشت اما چيزی از درون او فرياد می زد که تو بيش از اين هستی.

تا اينکه يک روز که داشت در مزرعه بازی می کرد متوجه چند عقاب شد که در آسمان اوج می گرفتند و پرواز می کردند.

عقاب آهی کشيد و گفت ای کاش من هم می توانستم مانند آن ها پرواز کنم.

مرغ و خروس ها شروع کردند به خنديدن و گفتند:

 

 تو خروسی و يک خروس هرگز نمی تواند بپرد اما عقاب همچنان به خانواده واقعی اش که در آسمان پرواز می کردند خيره شده بود و در آرزوی پرواز به سر می برد.

 اما هر موقع که عقاب از رويايش سخن می گفت به او می گفتند که رويای تو به حقيقت نمی پيوندد و عقاب هم کم کم باور کرد. بعد از مدتی او ديگر به پرواز فکر نکرد و مانند يک خروس به زندگی ادامه داد و بعد از سال ها زندگی خروسی، از دنيا رفت.

 

تو همانی که می انديشی، هرگاه به اين انديشيدی که تو يک عقابی به دنبال روياهايت برو و به ياوه های مرغ و خروس ها فکر نکن.


+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 1:54  توسط مدیر وبلاگ  | 

دوستان من باور کنید مسائل و مشکلات نیز قسمتی از زندگی انسانهاست

چند وقتی دوستان ما در استان XXXX در گیر یکسری مسائل (باقی مانده از شرکت XXXX) شده اند. نکته جالب توجه این است که دوستان قدرتمند ما از برخورد با این مسائل به هیچ وجه دل خوشی ندارند و به تکاپو افتاده اند که دیگر با این قبیل مسائل روبرو نشوند !!!

اما دوستان قدرتمند من کمی راجع به مشاغل دیگر نیز فکر کنید !! بیاندیشید و بنگرید آیا در این دنیا کاری بدون مسائل و مشکلات جانبی نیز وجود دارد ؟؟ آیا هر کسی در هر کاری با مشکلی روبرو شد اولین تصمیمش این است که کارش را عوض کند ؟؟ آیا باید تمام تقصیر ها را بر گردن نوع کار یا شرایط پیرامون آن بیاندازد ؟؟

 جواب من که منفی میباشد. انسان قدرتمند کسی است که در اوج سختیها بهترین تصمیمها و راه حلها را اتخاذ کند.انسانهادر شرایط سخت است که وجه تمایض خودرا به دیگران ثابت میکنند.در اینجا جمله ای را برای شما بازگو میکنم :

در زندگی همیشه انسانهای سخت برابر روزهای سخت می جنگند، جالب اینست که روزهای سخت از بین میروند ولی انسانهای سخت همیشه پایدار میمانند. 

دوستان عزیز ، خداوند بزرگ قدرت نهفته ای را به شما هدیه کرده است ، سعی کنید از این نعمت خداوندی استفاده کنید و با تفکر و آینده نگری روزهای سخت را از بین ببرید . اگر تمام وقت خود را به بزرگ کردن مسائل هدر کنی هیچ وقت طعم موفقیتهای بزرگ را نخواهید چشید .

اگر شبها به خاطر نبودن نور و گرمای خورشید گریه کنی ، دیدن ستاره های زیبا را از دست خواهی داد !!

 


+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 1:2  توسط مدیر وبلاگ  | 
سلام دوستان

امروز قصد دارم راجع به هدف ، پشتکار ، آینده ، امروز و ... صحبت کنم . ما همیشه راجع به داشتن هدفهای کوچک و بزرگ صحبت کرده ایم ، همه ما اهدافمان را نوشته و در جلسات مختلف بازگو کرده ایم . همه ما از اینکه میخواهیم در آینده افراد بزرگی شویم صحبت کرده ایم ، از ماشینهای مدل بالا بنز ، بی ام و ، پرادو ، زانتیا یا خانه های آنچنانی : ویلای لوکس در شمال ، آپارتمان و ویلا در دبی ، زندگی در هتلهای گران قیمت  و ... . این هدفها هر انسانی را به فکر فرو میبرد و حتی با فکر کردن به این آرزوها به اوج لذت میرسد . این اهداف را همه دوست دارند و تمام ما دوست داریم روزی در زندگیمان به آنها برسیم .

اما دوستان عزیز تا به حال فکر کرده اید برای همچین اهدافی چقدر باید تلاش کرد ؟ چقدر باید زحمت کشید ؟ چند ساعت در روز باید کار کرد ؟ با مشکلات احتمالی چگونه برخورد کرد ؟ و در آخر آیا به اندازه بزرگی و ارزش اهدافتان تلاش میکنید ؟

من قصد ندارم با این سوالها و مطرح کردن این مباحث به شما جو و انرژی کاذب بدهم زیرا فقط تو هستی که میتوانی خودت را به حرکت وادار کنی نه کس دیگه ای . 

نا برده رنج ، گنج میسر نمیشود 

  روزهای گذشته سه ماه پیش رو بازبینی کن ، مرور کن ببین که به اندازه ارزش و بزرگی اهدافت واقعآ کارهای بزرگ و با ارزشی انجام دادی یا نه ؟ ببین با کارهایی که انجام دادی چقدر به اهدافت نزدیک شدی ؟ و چه کم کاریهایی باعث شده از قافله موفقیت عقب بمونی ؟ با خودت صادق باش و صادقانه جوابش رو بلند به خودت بگو .

یه چیزی یادت نره وقت تنها چیزیه که تو زندگی که با هیچ چیز نمیشه خریدش . چشم به هم بزنی میبینی موفقیت تو از دستت رفته وهیچ کاری از تو بر نمیاد چز اینکه افسوس موفقیت دیگران رو بخوری !! همین !!

 


+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 14:19  توسط مدیر وبلاگ  | 

 

  9) افراد بی کفایت چه عاداتی دارند و چه کار هایی انجام میدهند؟


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 13:43  توسط مدیر وبلاگ  | 

بر سر گور كشيشي در كليساي وست مينستر نوشته شده است : « كودك كه بودم مي خواستم دنيا را تغيير دهم . بزرگتر كه شدم متوجه شدم دنيا خيلي بزرگ است من بايد انگلستان را تغيير دهم . بعد ها انگلستان را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول كنم . اينك كه در آستانه مرگ هستم مي فهمم كه اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم ، شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم!!! »

آیا فکر میکنیم موفقیت را باید به ما هدیه کنند بدون اینکه زحمتی بکشیم ؟

دوست من :

    قانون خلقت خدا این بوده که علم ، ثروت ، قدرت ، مقام و ... را براي تمام مردمان دنيا در تمامي دوران به صورت عادلانه در اختيارشان قرار داده و هميشه كساني به اين نعمات الهي رسيده اند كه خود هدفشان را انتخاب كرده و سپس با زحمت فراوان براي رسيدن به آن تلاش كرده اند. هيچگاه نشده كه كسي بدون برداشتن قدمي و كشيدن رنجي به گنج برسد.

    تا بوده دنيا همين بوده و تو نيز منتظر تغيير دنيا مباش و همين امروز سعي كن خودت را تغيير دهي و بدان اگر توانستي خودت را تغيير دهي دنيايي را تغيير خواهي داد.

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 12:28  توسط مدیر وبلاگ  |