تبليغاتX
مطالب آموزشی تیم کادینوس

تا امروز در مورد موانع رسیدن به اهداف مطالب زیادی شنیده ایم اما هیچگاه راه حلی برای مقابله با این موانع ارائه نشده است . حقیقت این است که در اغلب جلسات گروهی ، مقالات وبلاگها و جلساتی که با دوستان و همکاران خود داریم همواره صحبت از مشکلات نقل مجلس است اما ظاهرا هیچ کس به فکر ارائه راه حلی منطقی ، عملی و به دور از شعار نیست . در این مقاله سعی کرده ام در عین بر شمردن موانع رسیدن به اهداف برای هر مورد با توجه به مطالعات و تجربیاتم راه حلی نیز ارائه نمایم که عملا کاربرد داشته باشد .

ذکر این نکته را لازم می دانم که مطالب ارائه شده زیر طرح ، پیشنهاد یا آزمون و خطا نیست که فقط برای پر کردن صفحات وبلاگ ارائه کرده باشم . قاطعانه می گویم که تمامی موارد زیر و راه حلهای ارائه شده کاملا عملی و کاربردی هستند و در صورتی که بصورت عملی از آنها استفاده نمایید و راه حلها را تمرین کنید بدون شک اثر بخش بوده و شما را سریع تر از آنچه که تصور نمایید به اهدافتان نائل خواهند کرد . تاکید می کنم که این روشها را عملا به کار گیرید و تمرین کنید نه اینکه که به خواندن و حفظ کردن آنها بسنده نمائید !

 

یکی از بارزترین خصوصیات ما انسان ها این است که: هر یک از ما، در نقطه ای از زمان، با مسئله ای که ممکن است هزاران نفر دیگر با آن برخورد کرده باشد، روبرو شویم.

این امر در مورد تلاش کردن برای رسیدن به اهداف فردی نیز صدق می کند. به هر حال این امکان وجود دارد که موانع بسیار زیادی بر سر راه شما برای رسیدن به موفقیت وجود داشته باشد اما باید مطمئن باشید که در هر یک از این موارد، روش ها و تکنیک هایی برای فائق آمدن و رسیدن به موفقیت وجود دارد؛ چرا که در گذشته تعداد بسیار زیادی از انسان های دیگر با آنها مواجه شده و بر آنها فائق آمده اند. به همین دلیل شما می توانید از شکست ها و پیروز های افراد دیگر درس بگیرید. زمانی که ما از موانع رایج و متداول بر سر راه رسیدن به اهداف و آرمان های زندگی صحبت می کنیم، باید از هر گونه تصور شخصی که امکان پدید آمدن برای هیچ کس دیگر را ندارد، فاکتور بگیریم. به جای آن باید سعی کنیم تا اطلاعاتی را در مورد عکس العمل های پویاتر یاد بگیریم و ببینیم که چگونه میتوانیم آنها را در زندگی خود به کار بندیم.

احساس در هم شکستگی

گاهی اوقات این احساس به شما دست می دهد که اهداف و آرزوهایتان آنقدر از شما دور هستند که هیچ گاه قادر نخواهید بود به آنها دست پیدا کنید. زمانی که یک چنین شرایطی برایتان بوجود می آید، شما عمیقاً در فکر فرو می روید، و تمام آرزوها و آمالتان در هم شکسته می شوند. واکنشی که بیشتر افراد در یک چنین شرایطی از خود نشان می دهند، چیزی نیست جز تسلیم شدن در برابر شرایط.

راه حل: موانع معدودی بر سر راه رسیدن به هدف وجود دارند که اگر بخواهیم آنها را دسته بندی کنیم باید این حس را در گروه جزئی ترین موانع بگنجانیم. این احساس عموماً به این دلیل ایجاد می شود که شما نمی دانید از کجا باید شروع کنید؛ که به سبب بی ارادگی و نداشتن طرح و برنامه مناسب ایجاد می شود. هیچ گونه راه حل جادویی برای این مطلب وجود ندارد. فقط باید بنشینید، لیستی از تمام کارهایی که باید انجام دهید، تهیه کنید، و بعد هم شروع کنید به انجام دادن آنها. به هر تقدیر در حال حاضر در عصر تکنولوژی هستیم و اصلاً درست نیست که شما یک چنین مسئله ای را بهانه کنید که نمی دانید از کجا باید شروع کنید و چه کارهایی را باید انجام دهید. اساساً موانع بزرگتری در کمین نشسته اند. اگر شما نتوانید این مورد پیش پا افتاده را از میان بردارید، در دردسر بزرگی گیر خواهید کرد.

فقدان سازماندهی و برنامه ریزی

مجدداً باید اشاره کنم که این مانع نیز مانند مورد قبلی از جمله مسائل پیش پا افتاده محسوب می شود. به عنوان مثال اگر کسی از شما پرسید که: "چرا دو مرتبه تحصیلاتت را ادامه نمی دهی تا بتوانی مدرک بگیری؟" و شما در پاسخ به او جواب داید: "هنوز نتوانسته ام برنامه هایم را سازماندهی کنم" نباید از او انتظار داشته باشید که شما را درک کرده و کمکتان کند.

راه حل: نداشتن برنامه ریزی و عدم توانایی در سازماندهی امور به موجب عادات بد موجود در زندگی ایجاد می شود. عادت های بد، یک شبه بوجود نمی آیند، به همین دلیل نباید انتظار داشته باشید که یک شبه هم از میان بروند. به هر حال این مورد مسئله ای است که نیازمند زمان می باشد. اگر عادت ندارید که تمام کارهای را سر موقع خود انجام دهید و عموماً از انجام دادن کارهای کوچک شانه خالی می کنید، باید تلاش کنید که زمانبندی خود را فشرده تر کرده و روی ساعت کارهایتان را انجام دهید. به جای اینکه دائماً شکایت کنید که: "خدای من چقدر ساعت ها و لحظات زود می گذرند" به خودتان بگویید: "خوب باید بنشینم و تمام کارهایی را که باید انجام دهم روی کاغذ بنویسم" و یا "پیش از اینکه هر کاری انجام دهم، ابتدا باید این کار نیمه تمام خود را به پایان برسانم". عادات نامناسب خود را با نگاهی موشکافانه بیابید و سپس با بهره گیری از یک برنامه متناسب آنرا از زندگی خود حذف کنید.

کمبود مهارت

شاید گاهی اوقات ملزم به انجام کاری باشید که نیازمند بهرمندی از تکنیک و مهارت های خاصی باشد. اگر قادر به انجام آن نباشید، معمولاً در ناامیدی فرو رفته و قدری احساس ناکارامدی و عدم توانایی لازم در انجام امور مختلف به شما دست خواهد داد. این امر به عنوان یک مانع محسوب شده و حس ناکامی شدیدی را در شما بوجود می آورد و باعث می شود که به طور کلی از آرزوهایتان دست بکشید.

راه حل: در گام اول باید به خاطر داشته باشید که اگر احساس می کنید که دانش کافی برای انجام کاری راندارید، نباید ناراحت شده و احساس ناکامی و ناامیدی در وجودتان مستولی شود. در گذشته در یک چنین شرایطی مردم به کتابخانه ها مراجعه می کردند، اما اکنون با پیشرفت تکنولوژی می توانید سری به اینترنت بزنید و ازمراجع بسیار زیادی که در اختیارتان قرار گرفته بهرمند شوید. مانند زمانی که ماشین خود را به یک تعمیرگاه می برید و از تعمیرگاه درخواست می کنید تا مشکل خودروی شما را رفع کند، میتوانید سوال خود را به راحتی تایپ کنید و از هزاران گزینه موجود که برای کمک به شما در دسترس می باشند، کمک بگیرید. جمع آوری اطلاعات و افزایش دانش در زمینه ای که در کارهای خود به آن نیاز پیدا خواهید کرد در وهله اول اعتماد به نفستان را افزایش داده و سپس روند فائق آمدن شما به این مانع در راه رسیدن به اهدافتان را نیز تسریع می بخشد.

تردید نسبت به توانایی های فردی

شک کردن به توانایی های فردی مسئله ای است که به هر حال در زندگی هر انسانی رخ خواهد داد. شاید تنها گروهی از انسانهایی که از این مطلب رنج نمی برند ناپلئونیک الفاها هستند که اصلاً تصور نمی کنند که یک چنین حسی وجود دارد و انسان ها دارای محدودیت هایی نیز هستند.

راه حل: در اکثر توصیه ها اینطور بیان شده که در زمان بروز یک چنین شرایطی باید به کسی مراجعه کنید که به شما ایمان داشته باشد و بتواند توانایی هایتان  را در ذهنتان مجسم کرده و به شما اعتماد به نفس بدهد. همانطور که مشاهده می کنیددر تیتر آمده تردید و شک داشتن "فردی"، پس برای غلبه بر آن باید از درون خودتان شروع کنید. در غیراینصورت مثل این است که بر روی یک سوراخی که در هر لحظه در حال گسترده تر شدن است یک تکه آدامس چسبانده باشید، با این کار تنها برای مدت زمان کوتاهی می توانید جلوی نشت آب را بگیرید. زمانی که خودتان را در اوج شک و تردید می یابید، باید از آن شک به عنوان دست مایه ای برای رسیدن به هدف خود استفاده کنید. واقعاً معنی این عبارت چیست: "من شاید آنقدر ها هم به این هدف نیاز نداشته باشم." گاهی اوقات هم این شک و تردید ها بسیار مفید بوده و شما را به درجه یقین نائل می سازند و به منزله ی یک محرک خوب برای رساندن شما به موفقیت به شمار خواهند رفت.

ترس از شکست

از نظر روانشناسی این یک حس کاملاً طبیعی است، البته در حد نرمال؛ به هرحال همه افراد شکست را در اندازه ها و حد و حدود مختلفی در زندگی خود تجربه کرده اند. گاهی اوقات ممکن است به دلیل خطاهای محاسباتی، اشتباهات ذهنی، خطاهای سهوی، ایجاد شوند و گاهی هم اصلاً ربطی به نحوه ی انجام دادن کارها توسط شما ندارند. به عنوان مثال اگر شما یک هنرمند باشید اما در روز مصاحبه آن قسمتی را که از پیش بر روی آن تمرین کرده اید را از شما نپرسند، آیا اسم این مورد را شکست میگذرید؟

راه حل: این یک تصور غلط است که بگوییم هیچ کس دوست ندارد شکست بخورد. بد نیست زندگی نامه افرادی مانند آلبرت انیشتن و توماس ادیوسن را بخوانید. آیا فکر میکنید که این افراد عاشق شکست خوردن بودند؟ آیا عمداً شکست می خوردند؟ آیا مازوخیست شکست داشتند؟ البته که نه! اما به هر حال آنقدر شکست می خوردند تا به این نتیجه برسند که راههایی را که انتخاب کرده بودند، اشتباه بوده و به این نتیجه برسند که راه درست کدام است. جیمز جویس خطاها و اشتباهات ما را به "راهروی اکتشاف" تشبیه کرده است. بنابراین از اشتباهاتتان درس بگیرید و از آنها نترسید.

ترس از موفقیت

بر اساس اظهارات مربی اسلوب زندگی "تی کان" این ترس زمانی بوجود می آید که شما چیز جدیدی را بوجود آورده و در زندگی خود تغیر بسیار عظیمی را قائل می شوید. در این حالت به جایی می رسید که میتواند تغییر شگرفی را در آینده ی زندگی خود ایجاد کند. او معتقد است که بیشتر افراد در راه پیدا کردن راهی هستند که هر طور شده بتوانند راهی را پیدا کنند که به واسطه آن شکست هایی را در گذشته بر آنها متحمل شده است را جبران نمایند، و هیچ گاه به این فکر نیستند که موقعیت هایی را که ممکن است در آینده برایشان بوجود بیایید را مورد تحلیل و بررسی قرار دهند. این فاکتور نا معلوم خود می تواند به منزله نوعی منبع ترس در آینده محسوب شود.

راه حل: ترس از موفیت خود می تواند به عنوان نوی مانع فردی بر سر راه هر گونه تغییری محسوب شده و اعتماد به نفس فرد را تا حد بسیار زیادی کاهش دهد. از خودتان بپرسید که چه چیز خاصی در زندگیتان وجود دارد که با آنکه شما را ازاهدافتان دورمی کند، باز هم دوست دارید همانطور باقی بماند و تغییر نکند؟ به عبارت دیگر از خودتان بپرسید برای چه به آن چسبیده اید؛ باید این توانایی را داشته باشید که شکست را در آغوش بگیرید. برای رسیدن به موفقیت باید شکست را نیز تجربه کنید .

عدم وجود حس الزام و اضطرار

نمونه ی بارز این مورد را می توان با مثالی در مورد ورزشکاران المپیک پی گرفت. تشکیلات برگزاری مراسم المپیک هیچ گاه یک مسابقه را کنسل نمی کنند تنها به این دلیل که یکی از ورزشکاران احساس نمی کند که ضرورتی دارد در ساعتی خاص، در یک مسابقه شرکت کند. بیشتر ما از مهلت های فیکس خوشمان نمی آید. گاهی اوقات برخی از افراد هستند که مهلت های سریع الوقوعی را برای خود درست می کنند و از سوی دیگر افراد دیگری نیزهستند که برای خوشان هیچ گونه محدودیت زمانی قائل نمی شوند. به هر حال اگر هیچ مهلت پایانی وجود نداشته باشد، افرادتنبل و بی انگیزه شده و هیچ گاه گامی به جلوبر نمی دارند.

راه حل: اولین راه حل موثر ترین شیوه است: پل ها را بسوزانید و تمام جلیقه های نجات را از میان بردارید. اگر هدف برایتان اهمیت داشته باشد، دیگر نیازی به چتر نجات ایمنی نخواهید داشت. اجازه دهید صادق باشیم؛ به عنوان مثال اجازه دهید بگوییم که شاید شما دلتان بخواهد هنرمند موسیقی شوید، اما اگر هیچ گاه برای رسیدن به هدفتان تلاش نکنید آنوقت در حالی که بنای ساختمان شده اید، باید احساس کنید که از استعدادهایتان در مسیر درست استفاده نکرده اید. شاید علاقه ای به انجام این کار نداشه باشید، اما التزام های موجود در زندگی شما را مجبور می کنند که انجامشان دهید.

اگر حس الزام به انجام امور را زنده نگه ندارید، با این کار هم حس اضطرار از بین میرود و در وهله ی بعد هم آرزوهایتان پایمال خواهند شد.

غلبه بر موانع

نهایتاً باید گفت که هیچگونه افتخاری بدون تقبل ریسک بوجود نخواهد آمد. در ادامه ی مثال بالا باید اظهار داشت که برای فائق آمدن به موانع موجود بر سر راه شما و اهدافتان باید به طور کاملاً قاطعانه به خودتان بگویید: "یا در موسیقی موفق می شوم یا شکست می خورم" چرا که حس شما باید این باشد:

ترجیح می دهم در رسیدن به آرزوهایم شکست بخورم تا در رسیدن به چیزهایی که نمی خواهم موفق شوم.

دوستان ، رسیدن به اهداف برای ما یک انتخاب نیست بلکه یک اجبار و ضررورت است چرا که اگر به اهدافمان نرسیم یعنی از عمرمان هیچ ثمری نداشته ایم و این یعنی بود و نبود ما هیچ تفاوتی با هم نداشته است .

از خود بپرسید برای چه زندگی می کنید ؟!


+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 20:37  توسط فربد آراسته  | 

1.       فرآيند بازاريابي و فروش همچون رشد يك نهال آرام و هميشگي است. روشي تحت عنوان فروش برق آسا نداريم. موارد استثنا و فروشهاي شانسي را جزئي از فرآيند فروش به حساب نياوريم.

2.       مشخصات محصول براي مشتري مهم نيست بلكه آنچه از خريد محصول عايدش مي شود اهميت دارد آنها را توضيح دهيد.  مشتري هنگام خريد تلويزيون مارك آن را خريداري نمي كند بلكه تفريح، راحتي، پرستيژ و ... را مي خرد.

3.       مطمئن باشيد از مشتري عاقل‌تر نيستيد  پس بهتر است نقش آنها را نيز بازي نكنيد. نگاه عاقلانه و از بالا به پائين در هنگام فروش يعني شكست فروش و يا آخرين فروش.

4.       دانش و اطلاعات خود را به رخ مشتري نكشيد و فقط سؤالات او را پاسخ دهيد.

5.       در مورد فروشهاي مهم سعي نكنيد در ملاقات اول قرارداد ببنديد. قرارداد در ملاقاتهاي بعدي محكم‌تر و منطقي‌تر خواهد بود چراكه فرصت بيشتري به خود و مشتري جهت بررسي نيازها و رفع آن داده‌ايد. ملاقات اول را به شنيدن خواسته ها و نيازهاي مشتري اختصاص دهيد.

6.       براي محصولات خود كاربردهاي تازه تعريف كنيد، اين يعني جذب مشتری بیشتر .

7.       روشهاي فروش براي محصولات متفاوت يكي نيستند، تفاوتها را هوشمندانه ببينيد و متفاوت با آن به تدوين و انتخاب روش بپردازيد.

8.       فرآيند فروش ميدان مبارزه نيست كه فقط شما از آن پيروز خارج شويد . دو طرف پيروز يعني فروش پايدار. پس به توافقي دست يابيد كه منافع دو طرف در آن لحاظ شده باشد در غير اينصورت منتظر نقص قرارداد و مشكلات بعدي باشيد.

9.       هنر خوب شنيدن را بياموزيد. هوشمندانه شنيدن شرط اول فروش صحيح و موفق است. بي صبرانه منتظر رسيدن نوبتتان جهت ايراد سخنراني غرا و دلنشين در مورد محصول يا قابليتهاي خودتان نباشيد.

10.   سعي نكنيد پيشاپيش جواب سئوالات احتمالي مشتري را بدهيد حتي بهتر است جواب سئوالات را به بررسي بيشتر موكول نمائيد. البته به كندذهني و ناداني نيز تظاهر نكنيد.

11.   هر شغلي آفتي دارد . آفت فروش هم عجله است و غرور. عجله براي عقد قرارداد و غرور براي اولين موفقيتها.

12.   بر خلاف ديگران توصيه مي كنم تا مي توانيد به مشتري اعتماد كنيد و البته جايي كه ارزش اعتماد شما حفظ شود تفاوت زيركي را با ترس دريابيد.

13.   فروش لذت بخش است و شما هنگامي طعم اين شادي راخواهيد چشيد كه خريد از شما نيز شادي بخش باشد. آنگاه اين فرآيند ادامه مي يابد.

14.   مسن تر ها روشهاي مدرن فروش را زير سئوال مي‌برند و جوانترها و تحصيل كرده‌ها عملكرد بازاريان سنتي را به باد انتقاد مي‌گيرند امّا الفباي فروش يكي است و اولين حرف آن رضايت مشتري است.

15.   براي فروش موفق بدقولي ممنوع، انتخاب زمان با مطالعه قبلي و مديريت زمان جهت تحويل سفارش ها اولين سابقه مثبت و تبليغ مستقيم را براي شما رقم خواهد زد. اين فرصت را از دست ندهيد.

۱۶.   محصولات خود را بي عيب و نقص معرفي نكنيد . عنوان كردن اين مسئله نسبي است پي به بيان تفاوتها و تغييرات احتمالي در كارآيي محصول بپردازيد.

۱۷.   اولين ملاقات با مشتري را فقط به شنيدن نيازها و نقطه نظرات او اختصاص دهيد و دومين جلسه را جهت ارائه راه حل و امكانات خود تعيين نمائيد. و بدين ترتيب ارزشي را كه براي گفته هاي جلسه اوّل قائل شده ايد نشان دهید.

۱۸.   تفاوت بين نياز و خواسته بسيار ظريف است . هوشمندانه آنرا تشخيص دهيد و فراموش نكنيد براي رفع نياز حاضر به قرض كرئن هم هستيد ولي خواسته هزينه اي تجملي است كه اگر نيازها رفع شده باشد قابل اجرا مي‌باشد.

۱۹.   با ارائه تعريفي متناسب با خواسته هاي مشتريان و تبليغات مناسب آنرا به محصولي جهت رفع نياز آنها تبديل نمائيد.

۲۰.   نقص كوچكي را پيشاپيش بپذيريد تا از عيبجوئي‌هاي بزرگتر در امان باشيد و بعد در جهت رفع آن نقص  صادقانه بكوشيد. ضمن آنكه با اين روش همدردي مخاطب را نيز جلب نموده و او را با خود همراه ساخته ايد.

۲۱.   در مورد خودتان هم همينطور: از صداقت و درستي خود نگوئيد كمتر باور مي كنند.

۲۲.   در تبليغ و اعلان براي محصول از كيفيت برتر ، عالي و . . . صحبت نكنيد. خيلي تكراري شده به جاي آن يك ويژگي متفاوت را كه در ذهنها مي‌ماند عنوان نمائيد.

۲۳.   تفاوتها در ذهن‌ها مي‌ماند نه برتري‌ها. ضمن آنكه برتري ها نقض شدني است ولي تفاوتها اينطور نيست.

۲۴.    شعار «هميشه حق با مشتري است» را شنيده‌ايد لطفاً آنرا باور كنيد. چون جرأت كرده و در اين بازار ما را براي خريد انتخاب نموده است.

۲۵.   بحث و جدل و اثبات حقانيت در هر شرايطي نادرست و اشتباهي جبران ناپذير است و در مذاكرات فروش يعني پايان همه چيز.

۲۶.   در تبليغات خود ذهنها را هدف قرار دهيد شما هنگامي به نتيجه مي رسيد كه نام يا علامت مورد نظر خود را در ذهنها ماندگار كنيد و نه ويترينها و تابلوهاي درخشان خيابان.

۲۷.    تخصصي بفروشيد. آچار فرانسه نباشيد كه فقط به درد پيچ‌هاي دم دست و پيش‌پا افتاده بخوريد . هنگامي كه سعي مي‌كنيد براي همه مفيد باشيد نهايتاً به درد هيچ كس نمي‌خوريد.

۲۸.   مردم بايد شما را با مهارت و تجربه‌اي خاص بشناسند آنرا هوشمندانه انتخاب كنيد و به مردم معرفي نمائيد.

۲۹.   فروش را با برنامه ريزي آغاز كنيد ولي در همان مرحله برنامه‌ريزي درجا نزنيد، با اجراي چند برنامه فروش و كسب آشنايي لازم روند فروش را متناسب با بازار موجود، امكانات مالي و دانش به كار رفته در آن تدوين نمائيد.

۳۰.  خيلي به خودتان سخت نگيريد . با زور زدن و غصه خوردن فروش افزايش نمي‌يابد. كارها با آرامش پيش مي‌رود و آرامش با عدم تلاش اضافي به‌دست مي‌آيد.

۳۱.   تفاوت بين فعاليت و عمل را دريابيد. عمل يعني اقدامي به موقع ، زماني كه نياز است ولي فعاليت چنين نيست وقتي عمل را انتخاب مي‌كنيد در درياي پرتلاطم بازار دست و پا نمي زنيد، غوطه‌ور ( شناور ) مي شويد.

۳۲.   با عدم فعاليت اضافي انرژي خود را براي مقاطع حساس و شكار لحظه ها حفظ نمائيد.

۳۳.   براي كاركنانتان مدير و براي مشتريانتان رهبر باشيد.

۳۴.   به سادگي امتياز ندهيد حتي امتيازهاي از پيش تعيين شده را هنگامي رو كنيد كه در قبال آن چيزي گرفته باشید.

۳۵.   براي فروش و بازاريابي موفق به خلاقيت نياز جدي داريد.و براي خلاقيت فقط كافي است در عين آرامش هوشمندانه ببينيد و بشنويد.

۳۶.   هرگز و به هیچ دلیلی به دروغگويي متوسل نشوید.


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 22:48  توسط فربد آراسته  | 
 

برای دانلود کتاب چه کسی پنیر مرا جابجا کرد روی شکل زیر کلیک نمائید :

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 22:42  توسط فربد آراسته  | 

در شروع یک کار تیمی اولین مرحله چیزی است که من به آن ، مرحله آشنایی و توجیح می گویم . یک سیستم موفق باید به همه افراد در تعیین هدف های روشنتر کمک کند بدانند در رابطه با آن اهداف چه کاری انجام می دهند و چارچوبی را برای بازنگری و شناخت و قدردانی از عملکرد بوجود آورد . این سیستم باید به راهبران در توسعه و پرورش قابلیت ها و تعهد در میان کارکنانشان کمک کند . ما باید یاد بگیریم که چگونه با هم کار کنیم ، ارتباطات راحت و سرراست داشته باشیم ، در مسولیتهای رهبری و تصمیم گیری سهیم شویم و خودمان را بصورت یک تیم با عملکرد عالی بسازیم . اولین گام این است که ماموریت مان را تعیین کنیم و در مورد هدف ها و نقش هایی که هر یک از اعضاء گروه برای به انجام رساندن این کار ایفا خواهند کرد به توافق برسیم .

هر وقت شما یک تیم تشکیل می دهید ، اعضاء درباره اینکه چگونه در تیم جا می افتند نگرانی دارند . این امر تا حدودی موجب احتیاط و عدم اعتماد بین اعضاء تیم می شود . شما می توانید در ابتدای کار ترکیبی از احتیاط و هیجان زدگی انتظار داشته باشید .

همه تیم های باید مفهوم هدف کلی و همچنین ارزشها و اهداف تیم ، نقش های فردی ، هنجارهای تیم و روش تصمیم گیری را درک کنند .

برای عبور موفقیت آمیز از مرحله اول آنچه بسیار حائز اهمیت است این است که راهبر تیم مسولیت پذیر باشد و با تعهد و اشتیاق اعضاء خود را در عبور از این مرحله یاری کند .

این مرحله نخستین مرحله رشد یک تیم است که من این مرحله را آشنایی و توجیه می نامم . در زیر خلاصه آنچه را که در این مرحله انجام می شود ارائه شده است :

ویژگی ها

  • اشتیاق متوسط
  • انتظارات بالا و اغلب غیر واقع بینانه
  • نگرانی درباره نقش ها ، قبول همکاری و اعتماد به دیگران و توقعاتی که متوجه آنهاست .
  • رفتار احتیاط آمیز ، مودبانه و همرنگ جماعت
  • روشن نبودن هدف اصلی ، هنجارها ، نقش ها ، اهداف فرعی ، ساختار ( چگونگی کار کردن با هم )
  • وابستگی به اقتدار بالاسری برای هدایت و حمایت
  • آزمودن حد و مرزها

نیاز ها

  • تفاهم در خصوص هدف اصلی تیم
  • توافق درباره ارزشها و هنجار ها برای کارکردن با یکدیگر
  • توافق درباره نقش ها ، هدف ها و ضوابط
  • توافق درباره اختیار برای تصمیم گیری و مسولیت
  • توافق درباره ساختار و مرزبندی ها ( چگونه کار انجام می شود و توسط چه کسی ، در چه زمانی و فعالیتها و مهارتهای لازم )
  • اطلاعات درباره منابع موجود
  • داشتن آگاهی درباره یکدیگر برای بهره گیری از استعدادها و ایجاد ارتباط شخصی

مسائل

  • آسایش و رفاه شخصی
  • قبول همکاری
  • اعتماد

مرحله ۱ واقعا حائز اهمیت است . نیازهای زیادی وجود دارند که باید تامین شوند . این مرحله ای است که تیم باید منشور تیم را بوجود آورد تا شالوده استواری را برای کار آینده تیم پدید آورد و برآورده شدن تمام نیاز ها را تامین کند .

اکثر تیم ها یا تهیه و تنظیم منشور تیم را نادیده می گیرند یا این کار را سطحی انجام می دهند .

 

در مطلب بعدی به دومین مرحله رشد تیم با عنوان عدم رضایت خواهیم پرداخت .

با ما باشید ...


+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 22:29  توسط فربد آراسته  |