تا امروز در مورد موانع رسیدن به اهداف مطالب زیادی شنیده ایم اما هیچگاه راه حلی برای مقابله با این موانع ارائه نشده است . حقیقت این است که در اغلب جلسات گروهی ، مقالات وبلاگها و جلساتی که با دوستان و همکاران خود داریم همواره صحبت از مشکلات نقل مجلس است اما ظاهرا هیچ کس به فکر ارائه راه حلی منطقی ، عملی و به دور از شعار نیست . در این مقاله سعی کرده ام در عین بر شمردن موانع رسیدن به اهداف برای هر مورد با توجه به مطالعات و تجربیاتم راه حلی نیز ارائه نمایم که عملا کاربرد داشته باشد .
ذکر این نکته را لازم می دانم که مطالب ارائه شده زیر طرح ، پیشنهاد یا آزمون و خطا نیست که فقط برای پر کردن صفحات وبلاگ ارائه کرده باشم . قاطعانه می گویم که تمامی موارد زیر و راه حلهای ارائه شده کاملا عملی و کاربردی هستند و در صورتی که بصورت عملی از آنها استفاده نمایید و راه حلها را تمرین کنید بدون شک اثر بخش بوده و شما را سریع تر از آنچه که تصور نمایید به اهدافتان نائل خواهند کرد . تاکید می کنم که این روشها را عملا به کار گیرید و تمرین کنید نه اینکه که به خواندن و حفظ کردن آنها بسنده نمائید !
یکی از بارزترین خصوصیات ما انسان ها این است که: هر یک از ما، در نقطه ای از زمان، با مسئله ای که ممکن است هزاران نفر دیگر با آن برخورد کرده باشد، روبرو شویم.
این امر در مورد تلاش کردن برای رسیدن به اهداف فردی نیز صدق می کند. به هر حال این امکان وجود دارد که موانع بسیار زیادی بر سر راه شما برای رسیدن به موفقیت وجود داشته باشد اما باید مطمئن باشید که در هر یک از این موارد، روش ها و تکنیک هایی برای فائق آمدن و رسیدن به موفقیت وجود دارد؛ چرا که در گذشته تعداد بسیار زیادی از انسان های دیگر با آنها مواجه شده و بر آنها فائق آمده اند. به همین دلیل شما می توانید از شکست ها و پیروز های افراد دیگر درس بگیرید. زمانی که ما از موانع رایج و متداول بر سر راه رسیدن به اهداف و آرمان های زندگی صحبت می کنیم، باید از هر گونه تصور شخصی که امکان پدید آمدن برای هیچ کس دیگر را ندارد، فاکتور بگیریم. به جای آن باید سعی کنیم تا اطلاعاتی را در مورد عکس العمل های پویاتر یاد بگیریم و ببینیم که چگونه میتوانیم آنها را در زندگی خود به کار بندیم.
احساس در هم شکستگی
گاهی اوقات این احساس به شما دست می دهد که اهداف و آرزوهایتان آنقدر از شما دور هستند که هیچ گاه قادر نخواهید بود به آنها دست پیدا کنید. زمانی که یک چنین شرایطی برایتان بوجود می آید، شما عمیقاً در فکر فرو می روید، و تمام آرزوها و آمالتان در هم شکسته می شوند. واکنشی که بیشتر افراد در یک چنین شرایطی از خود نشان می دهند، چیزی نیست جز تسلیم شدن در برابر شرایط.
راه حل: موانع معدودی بر سر راه رسیدن به هدف وجود دارند که اگر بخواهیم آنها را دسته بندی کنیم باید این حس را در گروه جزئی ترین موانع بگنجانیم. این احساس عموماً به این دلیل ایجاد می شود که شما نمی دانید از کجا باید شروع کنید؛ که به سبب بی ارادگی و نداشتن طرح و برنامه مناسب ایجاد می شود. هیچ گونه راه حل جادویی برای این مطلب وجود ندارد. فقط باید بنشینید، لیستی از تمام کارهایی که باید انجام دهید، تهیه کنید، و بعد هم شروع کنید به انجام دادن آنها. به هر تقدیر در حال حاضر در عصر تکنولوژی هستیم و اصلاً درست نیست که شما یک چنین مسئله ای را بهانه کنید که نمی دانید از کجا باید شروع کنید و چه کارهایی را باید انجام دهید. اساساً موانع بزرگتری در کمین نشسته اند. اگر شما نتوانید این مورد پیش پا افتاده را از میان بردارید، در دردسر بزرگی گیر خواهید کرد.
فقدان سازماندهی و برنامه ریزی
مجدداً باید اشاره کنم که این مانع نیز مانند مورد قبلی از جمله مسائل پیش پا افتاده محسوب می شود. به عنوان مثال اگر کسی از شما پرسید که: "چرا دو مرتبه تحصیلاتت را ادامه نمی دهی تا بتوانی مدرک بگیری؟" و شما در پاسخ به او جواب داید: "هنوز نتوانسته ام برنامه هایم را سازماندهی کنم" نباید از او انتظار داشته باشید که شما را درک کرده و کمکتان کند.
راه حل: نداشتن برنامه ریزی و عدم توانایی در سازماندهی امور به موجب عادات بد موجود در زندگی ایجاد می شود. عادت های بد، یک شبه بوجود نمی آیند، به همین دلیل نباید انتظار داشته باشید که یک شبه هم از میان بروند. به هر حال این مورد مسئله ای است که نیازمند زمان می باشد. اگر عادت ندارید که تمام کارهای را سر موقع خود انجام دهید و عموماً از انجام دادن کارهای کوچک شانه خالی می کنید، باید تلاش کنید که زمانبندی خود را فشرده تر کرده و روی ساعت کارهایتان را انجام دهید. به جای اینکه دائماً شکایت کنید که: "خدای من چقدر ساعت ها و لحظات زود می گذرند" به خودتان بگویید: "خوب باید بنشینم و تمام کارهایی را که باید انجام دهم روی کاغذ بنویسم" و یا "پیش از اینکه هر کاری انجام دهم، ابتدا باید این کار نیمه تمام خود را به پایان برسانم". عادات نامناسب خود را با نگاهی موشکافانه بیابید و سپس با بهره گیری از یک برنامه متناسب آنرا از زندگی خود حذف کنید.
کمبود مهارت
شاید گاهی اوقات ملزم به انجام کاری باشید که نیازمند بهرمندی از تکنیک و مهارت های خاصی باشد. اگر قادر به انجام آن نباشید، معمولاً در ناامیدی فرو رفته و قدری احساس ناکارامدی و عدم توانایی لازم در انجام امور مختلف به شما دست خواهد داد. این امر به عنوان یک مانع محسوب شده و حس ناکامی شدیدی را در شما بوجود می آورد و باعث می شود که به طور کلی از آرزوهایتان دست بکشید.
راه حل: در گام اول باید به خاطر داشته باشید که اگر احساس می کنید که دانش کافی برای انجام کاری راندارید، نباید ناراحت شده و احساس ناکامی و ناامیدی در وجودتان مستولی شود. در گذشته در یک چنین شرایطی مردم به کتابخانه ها مراجعه می کردند، اما اکنون با پیشرفت تکنولوژی می توانید سری به اینترنت بزنید و ازمراجع بسیار زیادی که در اختیارتان قرار گرفته بهرمند شوید. مانند زمانی که ماشین خود را به یک تعمیرگاه می برید و از تعمیرگاه درخواست می کنید تا مشکل خودروی شما را رفع کند، میتوانید سوال خود را به راحتی تایپ کنید و از هزاران گزینه موجود که برای کمک به شما در دسترس می باشند، کمک بگیرید. جمع آوری اطلاعات و افزایش دانش در زمینه ای که در کارهای خود به آن نیاز پیدا خواهید کرد در وهله اول اعتماد به نفستان را افزایش داده و سپس روند فائق آمدن شما به این مانع در راه رسیدن به اهدافتان را نیز تسریع می بخشد.
تردید نسبت به توانایی های فردی
شک کردن به توانایی های فردی مسئله ای است که به هر حال در زندگی هر انسانی رخ خواهد داد. شاید تنها گروهی از انسانهایی که از این مطلب رنج نمی برند ناپلئونیک الفاها هستند که اصلاً تصور نمی کنند که یک چنین حسی وجود دارد و انسان ها دارای محدودیت هایی نیز هستند.
راه حل: در اکثر توصیه ها اینطور بیان شده که در زمان بروز یک چنین شرایطی باید به کسی مراجعه کنید که به شما ایمان داشته باشد و بتواند توانایی هایتان را در ذهنتان مجسم کرده و به شما اعتماد به نفس بدهد. همانطور که مشاهده می کنیددر تیتر آمده تردید و شک داشتن "فردی"، پس برای غلبه بر آن باید از درون خودتان شروع کنید. در غیراینصورت مثل این است که بر روی یک سوراخی که در هر لحظه در حال گسترده تر شدن است یک تکه آدامس چسبانده باشید، با این کار تنها برای مدت زمان کوتاهی می توانید جلوی نشت آب را بگیرید. زمانی که خودتان را در اوج شک و تردید می یابید، باید از آن شک به عنوان دست مایه ای برای رسیدن به هدف خود استفاده کنید. واقعاً معنی این عبارت چیست: "من شاید آنقدر ها هم به این هدف نیاز نداشته باشم." گاهی اوقات هم این شک و تردید ها بسیار مفید بوده و شما را به درجه یقین نائل می سازند و به منزله ی یک محرک خوب برای رساندن شما به موفقیت به شمار خواهند رفت.
ترس از شکست
از نظر روانشناسی این یک حس کاملاً طبیعی است، البته در حد نرمال؛ به هرحال همه افراد شکست را در اندازه ها و حد و حدود مختلفی در زندگی خود تجربه کرده اند. گاهی اوقات ممکن است به دلیل خطاهای محاسباتی، اشتباهات ذهنی، خطاهای سهوی، ایجاد شوند و گاهی هم اصلاً ربطی به نحوه ی انجام دادن کارها توسط شما ندارند. به عنوان مثال اگر شما یک هنرمند باشید اما در روز مصاحبه آن قسمتی را که از پیش بر روی آن تمرین کرده اید را از شما نپرسند، آیا اسم این مورد را شکست میگذرید؟
راه حل: این یک تصور غلط است که بگوییم هیچ کس دوست ندارد شکست بخورد. بد نیست زندگی نامه افرادی مانند آلبرت انیشتن و توماس ادیوسن را بخوانید. آیا فکر میکنید که این افراد عاشق شکست خوردن بودند؟ آیا عمداً شکست می خوردند؟ آیا مازوخیست شکست داشتند؟ البته که نه! اما به هر حال آنقدر شکست می خوردند تا به این نتیجه برسند که راههایی را که انتخاب کرده بودند، اشتباه بوده و به این نتیجه برسند که راه درست کدام است. جیمز جویس خطاها و اشتباهات ما را به "راهروی اکتشاف" تشبیه کرده است. بنابراین از اشتباهاتتان درس بگیرید و از آنها نترسید.
ترس از موفقیت
بر اساس اظهارات مربی اسلوب زندگی "تی کان" این ترس زمانی بوجود می آید که شما چیز جدیدی را بوجود آورده و در زندگی خود تغیر بسیار عظیمی را قائل می شوید. در این حالت به جایی می رسید که میتواند تغییر شگرفی را در آینده ی زندگی خود ایجاد کند. او معتقد است که بیشتر افراد در راه پیدا کردن راهی هستند که هر طور شده بتوانند راهی را پیدا کنند که به واسطه آن شکست هایی را در گذشته بر آنها متحمل شده است را جبران نمایند، و هیچ گاه به این فکر نیستند که موقعیت هایی را که ممکن است در آینده برایشان بوجود بیایید را مورد تحلیل و بررسی قرار دهند. این فاکتور نا معلوم خود می تواند به منزله نوعی منبع ترس در آینده محسوب شود.
راه حل: ترس از موفیت خود می تواند به عنوان نوی مانع فردی بر سر راه هر گونه تغییری محسوب شده و اعتماد به نفس فرد را تا حد بسیار زیادی کاهش دهد. از خودتان بپرسید که چه چیز خاصی در زندگیتان وجود دارد که با آنکه شما را ازاهدافتان دورمی کند، باز هم دوست دارید همانطور باقی بماند و تغییر نکند؟ به عبارت دیگر از خودتان بپرسید برای چه به آن چسبیده اید؛ باید این توانایی را داشته باشید که شکست را در آغوش بگیرید. برای رسیدن به موفقیت باید شکست را نیز تجربه کنید .
عدم وجود حس الزام و اضطرار
نمونه ی بارز این مورد را می توان با مثالی در مورد ورزشکاران المپیک پی گرفت. تشکیلات برگزاری مراسم المپیک هیچ گاه یک مسابقه را کنسل نمی کنند تنها به این دلیل که یکی از ورزشکاران احساس نمی کند که ضرورتی دارد در ساعتی خاص، در یک مسابقه شرکت کند. بیشتر ما از مهلت های فیکس خوشمان نمی آید. گاهی اوقات برخی از افراد هستند که مهلت های سریع الوقوعی را برای خود درست می کنند و از سوی دیگر افراد دیگری نیزهستند که برای خوشان هیچ گونه محدودیت زمانی قائل نمی شوند. به هر حال اگر هیچ مهلت پایانی وجود نداشته باشد، افرادتنبل و بی انگیزه شده و هیچ گاه گامی به جلوبر نمی دارند.
راه حل: اولین راه حل موثر ترین شیوه است: پل ها را بسوزانید و تمام جلیقه های نجات را از میان بردارید. اگر هدف برایتان اهمیت داشته باشد، دیگر نیازی به چتر نجات ایمنی نخواهید داشت. اجازه دهید صادق باشیم؛ به عنوان مثال اجازه دهید بگوییم که شاید شما دلتان بخواهد هنرمند موسیقی شوید، اما اگر هیچ گاه برای رسیدن به هدفتان تلاش نکنید آنوقت در حالی که بنای ساختمان شده اید، باید احساس کنید که از استعدادهایتان در مسیر درست استفاده نکرده اید. شاید علاقه ای به انجام این کار نداشه باشید، اما التزام های موجود در زندگی شما را مجبور می کنند که انجامشان دهید.
اگر حس الزام به انجام امور را زنده نگه ندارید، با این کار هم حس اضطرار از بین میرود و در وهله ی بعد هم آرزوهایتان پایمال خواهند شد.
غلبه بر موانع
نهایتاً باید گفت که هیچگونه افتخاری بدون تقبل ریسک بوجود نخواهد آمد. در ادامه ی مثال بالا باید اظهار داشت که برای فائق آمدن به موانع موجود بر سر راه شما و اهدافتان باید به طور کاملاً قاطعانه به خودتان بگویید: "یا در موسیقی موفق می شوم یا شکست می خورم" چرا که حس شما باید این باشد:
ترجیح می دهم در رسیدن به آرزوهایم شکست بخورم تا در رسیدن به چیزهایی که نمی خواهم موفق شوم.
دوستان ، رسیدن به اهداف برای ما یک انتخاب نیست بلکه یک اجبار و ضررورت است چرا که اگر به اهدافمان نرسیم یعنی از عمرمان هیچ ثمری نداشته ایم و این یعنی بود و نبود ما هیچ تفاوتی با هم نداشته است .
از خود بپرسید برای چه زندگی می کنید ؟!

در شروع یک کار تیمی اولین مرحله چیزی است که من به آن ، مرحله آشنایی و توجیح می گویم . یک سیستم موفق باید به همه افراد در تعیین هدف های روشنتر کمک کند بدانند در رابطه با آن اهداف چه کاری انجام می دهند و چارچوبی را برای بازنگری و شناخت و قدردانی از عملکرد بوجود آورد . این سیستم باید به راهبران در توسعه و پرورش قابلیت ها و تعهد در میان کارکنانشان کمک کند . ما باید یاد بگیریم که چگونه با هم کار کنیم ، ارتباطات راحت و سرراست داشته باشیم ، در مسولیتهای رهبری و تصمیم گیری سهیم شویم و خودمان را بصورت یک تیم با عملکرد عالی بسازیم . اولین گام این است که ماموریت مان را تعیین کنیم و در مورد هدف ها و نقش هایی که هر یک از اعضاء گروه برای به انجام رساندن این کار ایفا خواهند کرد به توافق برسیم .
هر وقت شما یک تیم تشکیل می دهید ، اعضاء درباره اینکه چگونه در تیم جا می افتند نگرانی دارند . این امر تا حدودی موجب احتیاط و عدم اعتماد بین اعضاء تیم می شود . شما می توانید در ابتدای کار ترکیبی از احتیاط و هیجان زدگی انتظار داشته باشید .
همه تیم های باید مفهوم هدف کلی و همچنین ارزشها و اهداف تیم ، نقش های فردی ، هنجارهای تیم و روش تصمیم گیری را درک کنند .
برای عبور موفقیت آمیز از مرحله اول آنچه بسیار حائز اهمیت است این است که راهبر تیم مسولیت پذیر باشد و با تعهد و اشتیاق اعضاء خود را در عبور از این مرحله یاری کند .
این مرحله نخستین مرحله رشد یک تیم است که من این مرحله را آشنایی و توجیه می نامم . در زیر خلاصه آنچه را که در این مرحله انجام می شود ارائه شده است :
ویژگی ها
-
اشتیاق متوسط
-
انتظارات بالا و اغلب غیر واقع بینانه
-
نگرانی درباره نقش ها ، قبول همکاری و اعتماد به دیگران و توقعاتی که متوجه آنهاست .
-
رفتار احتیاط آمیز ، مودبانه و همرنگ جماعت
-
روشن نبودن هدف اصلی ، هنجارها ، نقش ها ، اهداف فرعی ، ساختار ( چگونگی کار کردن با هم )
-
وابستگی به اقتدار بالاسری برای هدایت و حمایت
-
آزمودن حد و مرزها
نیاز ها
-
تفاهم در خصوص هدف اصلی تیم
-
توافق درباره ارزشها و هنجار ها برای کارکردن با یکدیگر
-
توافق درباره نقش ها ، هدف ها و ضوابط
-
توافق درباره اختیار برای تصمیم گیری و مسولیت
-
توافق درباره ساختار و مرزبندی ها ( چگونه کار انجام می شود و توسط چه کسی ، در چه زمانی و فعالیتها و مهارتهای لازم )
-
اطلاعات درباره منابع موجود
-
داشتن آگاهی درباره یکدیگر برای بهره گیری از استعدادها و ایجاد ارتباط شخصی
مسائل
-
آسایش و رفاه شخصی
-
قبول همکاری
-
اعتماد
مرحله ۱ واقعا حائز اهمیت است . نیازهای زیادی وجود دارند که باید تامین شوند . این مرحله ای است که تیم باید منشور تیم را بوجود آورد تا شالوده استواری را برای کار آینده تیم پدید آورد و برآورده شدن تمام نیاز ها را تامین کند .
اکثر تیم ها یا تهیه و تنظیم منشور تیم را نادیده می گیرند یا این کار را سطحی انجام می دهند .
در مطلب بعدی به دومین مرحله رشد تیم با عنوان عدم رضایت خواهیم پرداخت .
با ما باشید ...

در پستهای قبلی مراحل ۹ گانه مربوط به مشاهده عملکرد گروه را نام بردیم . در اینجا به تشریح هر یک از این ۹ مرحله می پردازیم :
ارتباطات و مشارکت مربوط است به اینکه چه کسی با چه کسی صحبت می کند ؟ چه کسی کنار زده می شود ؟ چه فردی بیشتر از همه صحبت می کند ؟ و غیره .
تصمیم گیری با این امر سر و کار دارد که گروه برای انتخاب یک راه کار چگونه اقدام می کند . یعنی از راه قانون اکثریت ، اتفاق نظر ، بدون اظهار نظر و ... یا از راه های دیگر .
تعارض در دستیابی موثر و خلاق به راه حل برای مسائل ، ضروری و غیر قابل اجتناب است .چگونه تعارض در گروه حل و فصل می شود : اجتناب ، مصالحه ، رقابت ، همکاری و ... .
رهبری تماما درباره این است که چه کسی بر دیگری نفوذ دارد . هر تیمی برای موثر بودن باید تکلیف نقش ها در آن معلوم باشد ( چه کسی چه کاری را انجام می دهد ؟ )
همچنین هدف ها یعنی افراد تیم برای دستیابی به چه چیزی تلاش می کنند ؟
هنجار ها مفروضات و انتظاراتی هستند که اعضای گروه برای تمایز انواع رفتار های مناسب از نامناسب به آن پایبندند . باید دید کدام هنجار ها در این گروه بیشتر قابل مشاهده است ؟
مشکل گشایی موثر با تعیین و فرمول بندی مسائل ، تعیین راه حل های گوناگون ، تجزیه و تحلیل نتایج و پیامد ها ، برنامه ریزی برای اقدام و ارزیابی ، سر و کار دارد . بررسی کنید که گروه چگونه مسائل را حل می کند ؟
جو گروهی به فضای احساسی و عاطفی گروه مربوط می شود . یعنی اینکه محیط تا چه حد خوشایند است ؟
و سرانجام رفتار فردی بر آنچه که اعضای تیم برای کمک به تحقق فعالیتها و عملکرد گروه انجام می دهند ، تاکید می کند . بعضی اوقات افراد خود محور می شوند و به جای نیازهای گروه به نیازهای خودشان می اندیشند . وقتی که چنین چیزی پیش می آید ، تشخیص علل و عوامل آن اهمیت دارد .
اینها مراحلی هستند که یک مدیر لایق باید بر آنها نظارت کامل داشته باشد و در هر مرحله نقش راهبردی خود را به خوبی ایفا نماید .
در فرایند یک کار تیمی هنگامی که افراد خود را در قالب یک تیم قرار می دهند ، تا دستیابی به بهترین عملکرد تیمی چهار مرحله را پشت سر می گذارند که در ادامه این سلسله مطالب و در پستهای بعدی به تشریح این چهار مرحله خواهم پرداخت .
با ما باشید ...

|
مدیر موفق
|
|
مدیران بازاریاب چگونه بیشترین بهرهوری را از بازاریابان خود خواهند داشت؟
آموزش بازاریابان راهی برای بهره وری بهتر آموزش و بهسازی منابع انسانی یکی از بهترین و آسانترین راه حلهایی است که تأثیر بسیار مثبت در بهبود عملکرد و بازدهی مثبت کاری افراد داشته است. احترام مدیربازاریاب برای بازاریابان مدیران باید به این نکته مهم و اساسی توجه داشته باشند که موجودیت سازمان بستگی به وجود بازاریابان دارد. حل مشکلات بازاریابان مدیر به عنوان بزرگترین و مهمترین سرمایه سازمان باید برای حل مشکلات بازاریابان راهحل پیدا کند که اگر اینگونه نشود در سازمان با بازاریابان بی انضباط، ناراضی، وقت کش و مخرب روبرو خواهد شد. نمونهای از این مشکلات که براحتی بدست مدیر قابل حل است عبارتند از: 1- مشارکت دادن کلیه بازاریابان در امور محوله دیدگاه مدیران بازاریاب هر مدیری باید جهت اداره سازمان خود برنامه داشته باشد؛ مدیر بیبرنامه هرگز موفق نخواهد شد. کسی که مسئول هماهنگی، برنامه ریزی، نظارت مستمر و دائم و کنترل کارهای یک سازمان و کارکنان آن در جهت رسیدن به یک هدف مشخص و در مسیر خواستههای همان سازمان است را مدیر و انجام تمامی کارهای یاد شده بالا را مدیریت میگویند. تقسیم بندی مدیران 1- مدیرانی که در خط مقدم سازمان قرار دارند و کارهای بازاریابان را کنترل میکنند. خصوصیات اساسی که یک مدیر باید دارا باشد 1- عالم به مدیریت وظایف مدیریت 1- برنامه ریزی مدیر در سازمان چگونه مفید است؟ مدیر مفید و مؤثر دارای یک مدیریت اثربخش در تمام جنبهها و زوایای یک سازمان است. از جمله ایجاد حس اعتماد بین خود و بازاریاب، توجه به مشکلات بازاریابان در جهت رفع آنها در حد توان، عدم آشفتگی به هنگام بروز مشکل، الگو شدن برای بازاریابان در زمینه کار، خلاقیت و ارایه راهکار. ارزشها در سازمان یک مدیر عواملی که باعث پویایی و رشد بازاریابان در قالب گروه و تیم کاری میشود را ارزشهای سازمانی مینامند. این ارزشها اگر بتواند در سازمان همیشه ماندگار باشد میتواند ابزاری در دست مدیر برای ایجاد احساس همدلی و همکاری در سازمان بوجود آورد. مدیر و هنر مدیریت بازاریابانی که از شغل و یا حرفه و یا تخصص خود در سازمان رضایت دارند بدون شک کارشان را در حد توان و عالی انجام خواهند داد و این به خاطر رضایت شغلی است که مدیر در بازاریابان خود ایجاد میکند. مدیریت مشارکتی یکی از بهترین روشهای مدیریت، مدیریت مشارکتی است و روح این مدیریت شامل انسانگرایی، احترام متقابل، همدلی، همکاری، دوستی، الفت و معنی نداشتن زمان ساعت کاری اوست. مدیریت و خودسازی مدیر باید اول رهبری و مدیریت خویش را بداند که چگونه مدیری در سازمان میباشد. بعد از آن میتوان گفت که این مدیر، توانایی رهبری و مدیریت گروه خود را خواهد داشت. مدیران چگونه در سازمان تحول ایجاد میکنند از مواردی که مدیریت میتواند در محیط کاری و در جمع سازمان و زیر مجموعه خود تحول ایجاد کند گزینش بازاریاب خوب در شروع کار و یا محول کردن کارهای کلیدی سازمان به بازاریابان آگاه است. هدف از بهسازی و بازسازی سازمان 1- ایجاد محیط سالم و آزاد برای کارکنان تا نظرات خود را در خصوص بهبود سازمان ارایه نمایند. مدیران و ناملایمات و تحول در سازمان هر مدیر باید چنان نگرش قوی داشته باشد که از مشکلات و موانع برای خود و سازمان فرصتی بسازد و در برابر مشکلات منفی محتمل بر وقوع در آینده آماده باشد. عوامل موجب پیشرفت مدیر 1- قانون گرایی عوامل مانع پیشرفت مدیر 1- تکبر مدیر برگرفته شده از کتاب مدیر موفق نوشته حسین پیرزادیان منبع : سایت رسمی شرکت - مقالات بازاریابی |

بگذاريد با مهارت « تشخيص » شروع کنيم :
اگر شما بخواهيد رشد و توسعه و بهره وري تيم را تسهيل کنيد ، درک پويايي و الگوهاي رفتاري که در گروه وجود دارد ، ضروري است . من دريافته ام که رهبر مجرب يا عضو تيم بايد غير از گوش دادن و حرف زدن ، کارهاي ديگري هم بکند . شايد مهمتر از همه مشاهده تيم در عمل باشد . گروه ها فوق العاده پيچيده هستند . همچنان که اندازه گروه افزايش مي يابد ، تعداد تعامل ها يا گروه هاي فرعي به صورت تصاعد هندسي بالا مي رود . به طوري که با دو نفر در گروه ُ فقط يک گروه فرعي وجود دارد . با چهار فرد در يک تيم اين تعداد به ۱۱ گروه فرعي افزايش مي يابد و با هشت نفر به ۲۴۷ گروه فرعي مي رسد . به سبب اين پيچيدگي لازم است که راه هايي را براي مشاهده گروه به نحوي که به ما در درک جريان کار کمک کند ، در اختيار داشته باشيم .
تعامل عناصر تيم به دو بخش فرايند و محتوا تقسيم مي شود و مي توان براي درک بهتر از شکل زير بهره جست :
محتوا این است که یک گروه چه کار می کند . ما در مدارس یاد گرفتیم که به دنبال محتوا باشیم و فرایند را نادیده بگیریم . فرایند یعنی چه اتفاقاتی در گروه و بین اعضاء حادث شده است ، مانند تلاش برای رهبری ، نحوه ارتباطات و روش تصمیم گیری . باید روی آن تمرکز کنید تا دریابید . متاسفانه ما کمتر به فرآیند توجه می کنیم در حالیکه بسیار حائز اهمیت است زیرا بر نتیجه تاثیر می گذارد .به همین دلیل است که گاهی حتی با رسیدن به اهداف تعیین شده اما باز هم گروه احساس خرسندی ندارند چرا که فرایند طی شده برای رسیدن به محتوی فرایند مطلوبی نبوده است .
چه چیز هایی را باید در گروه مشاهده کرد ؟
۱- ارتباطات و مشارکت
۲- تصمیم گیری
۳- تعارض
۴- رهبری
۵- هدف ها و نقش ها
۶- هنجارهای گروهی
۷- مشکل گشایی
۸- جو گروهی
۹- رفتار فردی
ادامه دارد ...


هدف ، الهام بخش عملکرد و تعهد است . دانستن این که به کجا می روید و هر چیزی را در یک جهت پیش ببرید ، حائز اهمیت است . اما گرد آمدن حول محور هدف و ارزشهای مشترک ، فقط آغاز راه به سوی تیم سازی با عملکرد عالی است .
دانستن اینکه چگونه یک تیم با عملکرد بالا کار می کند در جای خود بسیار مهم می باشد :
کل فرآیند پدید آوردن یک تیم با عملکرد عالی با سه مهارت عمده رهبر تیم و همچنین اعضای تیم در رابطه است . اولین مهارت تشخیص ، دومین مهارت قابلیت انطباق و سومین مهارت توانمندسازی است .
در پست بعدی به بررسی این سه مهارت خواهیم پرداخت . با ما باشید ...

براي برقراري ارتباط موثر با گروهي از زير مجموعه هاي خود چه ميتوانيد انجام دهيد؟
گروههايي از زير مجموعه هاي شما كه از لحاظ منزلت اجتماعي و سن و جنسيت و كار مشابه يكديگرند ميتوانند مبناي معتبري براي دريافت پيغامهاي مشابه باشند . روشهاي ارتباطي ذيل به شما در اين راه كمك خواهد كرد .
ارتباط گفتاري : ارتباط گفتاري موثر با گروهها نيازمند مهارتهاي ويژه است هرچند كه مهارتهاي مفيد در يك جلسه ممكن است براي جلسه ديگر كافي نباشند. اگر شما توانايي برگزاري جلسات عمومي براي زير مجموعه هاي خود راداريد اين دليلي بر اين نيست كه شما خواهيد توانست يك كنفرانس رانيز هدايت كنيد . شما ممكن است براي حل برخي از اختلافات شركت كنندگان در يك جلسه مجبور شويد مهارت و انرژي زيادي از خود نشان دهيد اما هنگامي كه در جلسه ديگري از نظر عاطفي درگير موضوع مورد بحث هستيد مسلم است كه برخورد واقع بينانه در اين موارد بسيار مشكلتر خواهد بود.
گردهمايي غير رسمي : اين نوع گردهمايي ها
1)- فرصتي مناسب براي رد و بدل شدن اطلاعات مفيد و مورد علاقه عموم و تحقق و يكپارچگي گروه است آنها در رويارويي چهره به چهره با يكديگر فرصت خوبي براي هماهنگي و فعاليت و درك متقابل خواهند داشت . اجتماع غير رسمي زيرمجموعه ها بصورت مداوم يا هنگام نياز به صورت بسيار كوتاه برگزار ميشود.
2)- كنفرانسهاي برنامه ريزي شده : نوعي فعاليت تقريبا رسمي تلقي ميشود. اشتباهي كه برگزار كنندگان اين نوع جلسات اغلب مرتكب آن ميشوند اين است كه موضوع مورد بحث را بدون مشورت با ديگران انتخاب ميكنند. اكثر شركت كنندگان در اينگونه جلسات از اينكه در انتخاب موضوع مورد بحث مشاركت داده شوند و مورد سئوال قرار بگيرند لذت ميبرند . به هر حال اينگونه جلسات اگر به درستي جهت داده شوند بسيار مفيد خواهند بود در غير اينصورت باعث هدر رفتن وقت و ايجاد خصومت و دلسردي شركت كنندگان خواهند گرديد.
3)_ گردهمايي گروهي : اين نوع گردهمايي ها بخاطر موضوعات مهمي مانند تغيير پلان يا اخذ تصميمات اظطراري در مواقع بحراني و معرفي نفرات كليدي و يا سياستهاي جديد سازمان صورت ميگيرند. اين نوع گردهمايي ها به دليل بهره گيري از موقعيتها بسيار ارزشمند هستند اما بواسطه احساسات تند و سئوالات خصمانه اي كه ممكن است مطرح شوند نياز به رياست شخصي با تجربه و صبور و ماهر و پر قدرت را دارند. بهتر است اين نوع جلسات را با حضور يكي از ليدرهاي با تجربه در سازمان خود اجرا كنيد.
ارتباط نوشتاري : برقراري ارتباط نوشتاري با گروهي از زيرمجموعه ها عموما تاثيري غير قابل پيش بيني دارد. ارتباط نوشتاري كه طرح دقيقي دارد ميتواند بر روي بعضي از افراد تاثير بسيار زيادي را در جهت مثبت و در بعضي ديگر در جهت منفي داشته باشد.
1)- پوستر ونمايشگاه ونمايش : اين ابزارها ميتوانند به جلب توجه ديگران از راه ديدن كمك كند. تهيه يا برگزاري آنها معمولا پر هزينه بوده و به فضاي مناسبي كه به درستي آماده شده باشد نيز نياز دارد.
2)- اطلاعيه هاي تابلوهاي اعلانات : براي اعلام يك پيام طولاني يا رسمي در مورد خط مشي هاي جديد مناسب ميباشد و اگر با تصوير همراه باشند تاثير بيشتري دارند.
3)- وسايل سمعي و بصري : فيلم و اسلايد و صفحه و نوار ويديو و نوار صوتي و ديگر وسايل داراي ارزش هاي بالقوه زيادي هستند و ميتوانند به صورت موثري مورد استفاده قرار گيرند. البته استفاده از تمامي وسايل سمعي و بصري بايد با آمادگي كافي و طرح و برنامه و مهارتهاي اجرايي همراه باشد.
كداميك از روشهاي ارتباطي موثرتر از بقيه هستند؟
هر موقعيتي به روش متناسب نياز دارد و يا تركيبي از دو يا چند روش را ميطلبد پس شما بايد 2 نكته را براي انتخاب روش موثر در نظر داشته باشيد.
1)- شرايطي را كه با آن رو برو هستيد به سرعت تجزيه و تحليل كنيد.
۲ )- افراد را بشناسيد و با توجه به خصوصيات آنها از روشهاي موثر استفاده نماييد.
ارتباطات غير كلامي
رفتارها و اهمال غير كلامي و زبان اندام و گوش دادن فعال از مهارتهاي مهم و حياتي ارتباطي هستند.
پيامهايي كه از طريق اعمال شما انتقال ميابند مثل گفتن و نوشتن متداولترين روشهاي ارتباطي هستند اما ديگران بيش از هر چيز تحت تاثير اعمال شما قرار ميگيرند. بعنوان مثال لبخند زدن شما در حين صحبت كردن ميتواند در بسياري از موارد مفيد و موثر باشد ولي در بعضي از موارد نيز ميتواند بعنوان آفت ارتباط شما تلقي شود.

ویژگی ششم: شناخت و قدردانی
۲۶- دستاورد های فردی و تیمی اغلب به وسیله رهبران و اعضاء تیم مورد قدردانی قرار می گیرد .
۲۷- اعضای تیم در رابطه با سهیم شدن در فعالیت ها ، احساس موفقیت شخصی دارند .
۲۸- مشارکت در فعالیت های تیمی به وسیله سازمان ارج نهاده می شود و مورد تقدیر قرار می گیرد .
۲۹- اعضای تیم در درون تیم ، خود را برخوردار از احترام بالایی احساس می کنند .
۳۰- تیم ، موفقیت و پیشرفت ها را مورد بزرگداشت قرار می دهد .

ویژگی پنجم : عملکرد بهینه
۲۱- تیم بطور مستمر به نتایج مطلوب دست می یابد و کارها انجام می شوند .
۲۲- تیم به استاندارد ها و معیارهای بالا برای بهره وری ، کیفیت و خدمت پایبند است .
۲۳- تیم به یادگیری از اشتباهات و بهبود مستمر ، متعهد است .
۲۴- تیم با استفاده از مهارتهای مشکل گشایی و تصمیم گیری موثر ، بر موانع غلبه می کند و خلاقیت را گسترش می دهد .
۲۵- تیم تلاش ها را با سایر تیم ها ، فروشندگان و مشتریان ، به نحو مناسب هماهنگ می کند .

ویژگی چهارم : انعطاف پذیری
۱۶- اعضای تیم در مقابل رشد تیم و رهبری آن در مسئولیت سهیم هستند .
۱۷- تیم توانایی آن را دارد که با استفاده از استعدادهای ویژه و نقاط قوت تمام اعضای تیم با چالشها برخورد کند .
۱۸- اعضای تیم رفتارهایی را که جهت یا حمایت لازم را فراهم می آورد ، بروز می دهند .
۱۹- تیم برای کشف راه های گوناگون انجام امور و انطباق با تغییرات ، آمادگی دارد .
۲۰- ریسک های حساب شده مورد حمایت قرار می گیرد و اشتباهات به عنوان فرصت هایی برای یادگیری تلقی می شوند .

ویژگی سوم : روابط و ارتباطات
۱۱- ایده ها ، عقاید و دیدگاه های گوناگون تمام اعضای تیم ، تشویق می شود و مورد توجه قرار می گیرد .
۱۲- اعضای تیم برای درک ( و نه قضاوت ) به طور فعال به حرف یکدیگر گوش می دهند .
۱۳- روش های حل و فصل تعارض و یافتن زمینه مشترک ، معلوم و مفهوم است .
۱۴- تفاوت های فرهنگی شامل نژاد ، جنسیت ، ملیت ، سن و غیره دارای ارج و احترام است .
۱۵- بازخور صادقانه و صمیمانه به اعضای تیم کمک می کند تا از نقاط قوت و ضعف خود آگاه شوند .

ویژگی دوم : تواناسازی
۶- ارزشها ، هنجارها و خط مشی ها ، نوآوری ها ، مشارکت و خلاقیت را تشویق می کنند .
۷- همه اطلاعات مرتبط با کسب و کار سازمان ، به سهولت در دسترس تیم قرار دارد .
۸- تیم در محدوده مرزهای تعیین شده برای اقدام و تصمیم گیری اختیار دارد .
۹- رهنمود ، ساختار و آموزش لازم برای حمایت رشد فردی و تیمی موجود است .
۱۰- تیم به رشد و توسعه مستمر تمام اعضاء متعهد است .

در ادامه مطلب « ویژگی های تیم با عملکرد عالی » به تشریح هر یک از ۷ ویژگی ارائه شده می پردازیم :
ویژگی اول : هدف و ارزشها
۱- تیم به هدف مشترک تعهد روشنی دارد . اعضای تیم می دانند که کار تیم چیست و چرا مهم است .
۲- ارزشها و هنجارهای مشترک ، صحت عمل و درستی ، کیفیت و همکاری را بهبود می دهد .
۳- هدف های تیم مشخص ، روشن و چالش آور هستند ، در مورد آنها توافق شده است و با اهداف برتر مرتبط اند .
۴- استراتژی ها برای دستیابی به هدف ها ، روشن و درباره آنها توافق به عمل آمده است .
۵- نقش های افراد مشخص هستند و ارتباط آنها با اهداف تیم درک شده است .

ريچارد پو نتورك ماركتينگ را در دو معني خلاصه مي كند: خواستن و تعهد.
الف : تعهد به خود و خواسته هاي خود .
ب : تعهد به شغل و كار خود .
ج : تعهد به مجموعه ي خود و تك تك اعضاي مجموعه خود .
پو دوام يك مجموعه را در ساختن افرادي با داشتن هر سه نوع تعهد ميداند و افراد را چه در جامعه و چه در مجموعه نتورك به 3 دسته تقسيم ميكند :
دسته اول :
افرادي كه هر سه نوع تعهد را دارند و فقط اين دسته افراد هستند كه دوام يك كمپاني را تضمين ميكنند ، نه قيمت پايين اوليه ورود و نه كمسيون دهي كمتر يا بيشتر .
دسته دوم :
افرادي هستند كه خودبيني و خودخواهي را به تعهد به خود تعبير ميكنند و از جامعه و نتورك فقط براي پول درآوردن استفاده ميكنند . اين افراد تعهدي نسبت به افراد مجموعه خود ندارند و در صورتي كه احساس كنند از جاي ديگر امكان بهره برداري بهتر ميباشد مجموعه خود را رها كرده و وارد مجموعه اي ديگر ميشوند و تعهد نسبت به مجموعه خود و افراد آن را به تعصب تعبير ميكنند .
به گفته اين افراد نتورك جاي پول درآوردن است و به هيچ چيز نبايد تعصب بيجا داشت اگر دير بجنبي عقب ميماني !! آنها به اين فكر نمي كنند كه هر كدام از افرادي كه وارد مجموعه آنان شده اند براي ورود هزينه كرده اند و بايد نتيجه بگيرند .
دسته سوم :
افرادي هستند كه نه به خود متعهد هستند و نه به ديگران . اين دسته افراد در جامعه روزمرگي ميكنند و در نتورك به ابزاري براي به سود رسيدن دسته دوم تبديل ميشوند . اين افراد معمولا ابزار خود را براي رسيدن به موفقيت بيشتر ، شانس و اقبال ميدانند .

کار در نتورک مارکتینگ به راهبرانی نیاز دارد که بتوانند کار تیمی را توسعه دهند ، مشگل گشایی گروهی را تسهیل نمایند و توجه و اشتیاق گروه را به بهبود مستمر برانگیزند . موفقیت هر یک از راهبران باید به اینکه چگونه تیم تحت مدیریت آنها از حیث کیفیت و بهره وری بر مبنای مستمر بهبود می یابد ، بستگی داشته باشد . سیستمهایی که یک بازیکن تیم را در برابر بازیکن دیگر تیم علم می کند ، باید تغییر یابدند ، به گونه ای که تحقق هدف تیم به صورت اولویت هر عضو تیم درآید . وقتی که این امر حادث شود ، احساس مالکیت در تیم بوجود می آید و تیم به عملکرد با کیفیت بالا افتخار می کند . در سازمانی که به کار تیمی متعهد باشد ، شما هرگز نمی شنوید که فردی بگوید " این کار من نیست " یا " من نمی توانم " .

بازاريابي، هنر ارتباط توليدكنندگان و عرضهكنندگان (يا توليد كنندگان و عرضه كنندگان بالقوه) يك كالا يا خدمت با مشتريان موجود يا بالقوه است . . .
برای مطالعه مقاله روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب...

برای مطالعه مقاله ای مفید در زمینه تجارت الکترونیک روی لینک زیر کلیک کنید . این مقاله توسط همکار خوبمان جناب آقای محمد مرتضوی ، راهبر تیم اصفهان تهیه و ارائه شده است .

دوست و همکار عزیز و پرتلاشمان جناب آقای مجید نبیئی مطلب زیبایی برایمان ارسال کردند که درج آن در وبلاگ را برای تمامی همکاران مفید دانستیم . در قسمت ادامه مطلب می توانید مقاله تهیه شده توسط ایشان را مطالعه نمائید . امیدوارم هر روز شاهد موفقیت های بیشتر جناب نبیئی در زندگی و شرکت ارمغان خلیج فارس باشیم .
برای مطالعه روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب...

آيا دوست داريد يك ليدر خوب باشيد ؟
ليدران خوب داراي خصوصيات خاصي هستند از جمله . . .
برای مطالعه مقاله روی ادامه مطلب کلیک کنید .
ادامه مطلب...


اگر:
A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z
برابر:
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26
باشد . . . آنگاه داريم . . .
كار سخت ( HARD WORK ) :
H+A+R+D+W+O+R+K
8+1+18+4+23+15+18+11=%98
دانش ( KNOWLEDGE ) :
K+N+O+W+L+E+D+G+E
11+14+15+23+12+5+4+7+5=%96
دوست داشتن ( LOVE ) :
L+O+V+E
12+15+25+5=%54
خوشبختي ( LUCK ) :
L+U+C+K
12+21+3+11=%47
پس چه چيز 100% را مي سازد؟
پول؟ ( MONEY ) . . . نه!!!
M+O+N+E+Y
13+15+14+5+25=%72
راهبري؟ ( LEADERSHIP ) . . . نه!!!
L+E+A+D+E+R+S+H+I+P
12+5+1+4+5+18+19+8+9+16=%97
هر مساله اي راه حلي دارد تنها اگر نگرش مان را تغيير دهيم.
به قسمت بالا برگرديد (به 100%)، واقعا به چه چيزي براي يك قدم پيش تر رفتن احتياج داريم؟؟
نگرش ( ATTITUDE ) :
1+20+20+9+20+21+4+5=%100
اين نگرش ما نسبت به زندگي و كار است كه زندگي را %100 مي سازد !!!
نگرش تان را تغيير دهيد،تا بتوانيد زندگي تان را تغيير دهيد!!!
حالا شما جواب سوال را مي دانيد چه كاري انجام خواهيد داد؟؟
نگرش همه چيز است.

از فقر تا ثروت-افسانه یا حقیقت
شما قادر هستید با جیبی خالی از پول و پر از صورت حسابهای پرداخت نشده، کسب و کار خود را آغاز کنید و از طریق اینترنت، درآمدی منظم و حتی ثروتی بیحساب کسب کنید!
از آنجایی که این مسیر، به مثابه جادهای سخت و طولانی است، باید خود را از قبل آماده کنید و نقشه مناسبی همراه داشته باشید.
قبل از هر چیز بهتر است به آمادهسازی خود بپردازید. اگر ...
برای مطالعه روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب...



در این مقاله به بحث و بررسی مقوله ضرورت دست یافتن به موفقیت پرداخته ایم . این مقاله جزء مقالات لیدر شیپ بوده و در سطح تخصصی برای راهبران ارشد مجموعه ارائه شده است و ممکن است برای همکاران عزیزی که تازه به دنیای بیکران بازاریابی شبکه ای پیوسته اند کمی سنگین و تخصصی باشد اما با توجه به گلایه های مطرح شده توسط راهبران ارشد مجموعه مبنی بر کمبود مقالات تخصصی این مطلب به عنوان اولین مقاله تخصصی دراختیار این عزیزان قرار گرفته است. امید است با مطالعه و بهره برداری از آن در مدیریت و هدایت مجموعه خود موفقتر از پیش باشید .
برای مطالعه قسمت اول روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب...

هنگامي كه مي خواهيد يك موضوع را در جلسه اي (با هر تعداد شركتكننده) توضيح دهيد، و يا گزارشي از فعاليتهاي انجام شده در يك پروژه را ارائه كنيد و يا حتي در يك جمع دوستانه صحبت كنيد مطمئنا كار سختي خواهيد داشت تصور كنيد چندين جفت چشم كوچكترين حركات شما را زيرنظر دارند و چندين جفت گوش حرف به حرف شما را مي شنوند و براساس اين ديده ها و شنيده ها درمورد شما و مطالبي كه ارائه مي كنيد قضاوت مي كنند، ازسوي ديگر شما ملزم به اقناع آنها و يا دفاع از عملكردتان و يا حتي اثبات خودتان هستيد در هر جايگاهي كه قرار داريد فرقي نمي كند، شما در موقعيت خطيري قرار گرفته ايد. پس سعي كنيد بهترين باشيد، دو اصل بسيار مهم را فراموش نكنيد اول تسلط كامل به مطالبي كه مي خواهيد ارائه دهيد و دوم حفظ خونسردي و آرامش. شما با رعايت اين دو اصل و توجه به نكاتي كه درپي خواهدآمد علاوه بر يك ارائه خوب، يك جلسه زيبا را برگزار مي كنيد.
برای مطالعه روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب...

همگی ما واژه های تیم و کار تیمی را بسیار شنیده ایم از سوی دیگر با واژه گروه و کار گروهی نیز بسیار برخورد کرده ایم . بسیاری از افراد برای این دو واژه مفهومی یکسان قائل هستند اما این یک اشتباه بزرگ است چرا که این دو واژه کاربرد و کارایی کاملا متفاوتی داشته و جالب است بدانید که هر جا بتوان کاری را گروهی انجام داد دیگر نیازی به تیم وجود نخواهد داشت و نیز هر جا که نیاز به تیم وجود داشته باشد گروه به هیچ وجه کارائی نخواهد داشت .
در قسمت ادامه مطلب به بیان ویژه گیهای کار تیمی و تفاوت آن با کار گروهی پرداخته ایم و امیدواریم در عملکرد بهتر شما عزیزان و کسب نتایج مطلوبتر در کار تیمی به شما کمک نماید .
ادامه مطلب...

مراحل موفقیت در کار :
۱. باور :
الف : خودباوری : ابتدا خودتان را باور کنید و اعتماد به نفس خود را از طریق کسب علم ودانش ( نتوورکی ) بالا ببرید تا باور کنید شما میتوانید .
ب. باور و اطمینان کاری : شرکت خود را بشناسید . محصولات ، پلن ، اعتبارها ، هیئت مدیره ، بالاسریها و... را به دقت آنالیز کنید تا باور کنید به کمک آنها میتوانید به اهدافتان برسید .
۲ . تعیین هدف :
اهداف خود را تعیین کنید ببینید در آینده چه چیزهایی میخواهید به دست بیاورید . آنها را بنویسید ، به آنها فکر کنید . سعی کنید اهداف بزرگی داشته باشید ،تفاوت دستآوردهای انسانها در آینده به بزرگی اهدافشان در امروز بستگی دارد .
۳ . تعهد :
فاصله میان موفقیت و شکست خواستن است . داشتن اهداف کافی نیست بلکه باید برای رسیدن به آن به خودتان تعهد بدهید . فرض کنید سر شما را در زیر آب نگه داشته اند ، در این لحظه تمام تفکر شما رسیدن به هواست تا نفس بکشید ، اگر خود را در این حالت فرض کنید برای رسیدن به هدفتان ( اکسیژن )چگونه تلاش خواهید کرد؟
۴ . یاد گرفتن :
شاید شما در کارتان بسیار موفق بوده اید ، شاید شما مدرک تحصیلی بالایی داشته باشید ، شاید شما ....ولی اگر برای اولین بار است که قصد دارید این تجارت را به صورت حرفه ای دنبال کنید باید اصول ومبانی اولیه انجام این کار را بیاموزید تا موفق شوید .
۵ . پشتکار :
برای رسیدن به موفقیتهای بزرگ نیاز است این کار را از ابتدا به صورت مستمر و منظم انجام دهید . استمرار شرط موفقیت در این حرفه میباشد . این تجارت مانند مسابقه رالی که در پیچ و خمها باید آهستر برانید و در مسیرهای مسطح سرعت خود را بالا ببرید ، به حر حال شما باید در این پیست حرکت کنید چرا که در صورت توقف از بین خواهید رفت .
۶ . تکثیر :
فراموش نکنید ما از قدرت بالای تصاعد در نتوورک استفاده میکنیم . زمانی شما مجموعه موفقی خواهید داشت که بازاریابان تحط مدیریت شما بهترین فروشها را داشته باشند . پس سعی کنید با انتقال مطالبی که یاد گرفته اید بهو حمایت همه جانبه ، بازاریابان خود را به سمت رشد مناسب و درآمد بالاهدایت کنید .
۷ . از خود گذشتگی :
اولویت شما درآمد بازاریابانتان باشد زیرا زمانی شما سود خواهید گرفت که بازاریابانتان سود های مناسبی بگیرند . پس خودتان را فراموش کنید و راهی راپیدا کنید تا بازاریابانتان را به سود برسانید . قطعآ اگر تمام ذهنیت شما سود بازاریانتان باشد احساس مسئولیت بیشتری میکنید و در ارائه آموزشها ، برگزاری جلسات مستمر ، پشتیبانی و حمایت جدیت بیشتری از خود نشان خواهید داد که همین امر ضامن موفقیت آنهاست .
با رعایت این چند نکته میتوانید ، موفقیت چشمگیری در کارتان بوجود آورید .

دوستان سلام
شرکت تجارت بین الملل ارمغان خلیج فارس با تدبیر و آینده نگری مدتها قبل از استارت فروش محصولات خود منابع آموزشی و کاربردی را برای انجام بازاریابی صحیح آماده کرده است تا تمامی ما بازاریابان بتوانیم در ضمینه فروش موفق باشیم . لذا از شما عزیزان خواهشمندم از این ابزار قدرتمند استفاده کنید تا بتوانید در این آشفته بازار جزء کسانی باشید که شغلشان را به صورت حرفه ای دنبال میکنند .
۱) کتاب ارمغان بازاریابی مبلغ ۲۰۰۰ تومان
این کتاب با مقدمه ای از فعالیت شرکت ارمغان خلیج فارس شروع شده و پس از بحث و بررسی صنایع دستی و تاثیر فروش بر تولید و سپس راههای بازاریابی ( بررسی بازاریابی شبکه ای ) ، به شناخت انسان از خودش و داشتن اعتماد به نفس میپردازد . در ادامه اهمیت داشتن هدف برای انسانها آشکار ساخته و چگونگی تعین هدف را توضیح میدهد . در مبحث آخر نیز چگونگی شناخت مشتری ،نیاز و انتظارات او و همچنین نحوه بر قراری ارتباط و برگذاری مذاکره فروش را بازگو میکند . مطالعه این کتاب را به افرادی که قصد دارند حرفه ای کار کنند پیشنهاد میکنیم.

۲) کاتالوگ معرفی کار مبلغ ۴۰۰۰ تومان
این کاتالوگ به همراه جزوه معرفی محصول و پلن شرکت در خدمت شماست تا شما را در یک معرفی کار حرفه ای یاری کند .

۳) بروشور محصولات شرکت ارمغان خلیج فارس مبلغ ۱۰۰۰۰ تومان
گروه آموزشی شرکت ارمغان خلیج فارس تمامی محصولات ، شناسنامه محصولات ، جنس و نوع آنها ، ابعاد ، استاد کار سازنده ، نام طرح و سایر اطلاعات مربوط به هر کدام از محصولات را به زیبایی هر چه تمامتر به تصویر در آورده است . محصولات این مجموعه چشمان شما را تسخیر خواهد کرد .

برای تهیه این مجموعه با راهبران اصلی خود تماس بگیرید.

سلام دوستان
پس از تلاش فراوان دوستان در ضمینه ارائه مطالب آموزشی موفق شدیم تعداد متعددی فیلم آموزشی بسیار جالب در ضمینه های مختلف کاری بدست آوریم . لذا قصد داریم این هفته اولین CD از این فیلمها را در اختیار دوستان تیم کادینوس قرار دهیم . خواهشمندیم برای تهیه این cd با راهبران اصلی خود تماس حاصل نمایید .
باتشکر تیم بازاریابی کادینوس
این فیلم از کتاب بسیار معروف ""چه کسی پنیر مرا جابجا کرد ""نوشته آقای ""اسپنسر جانسون"" مباشد . اکثر شما دوستان با این کتاب آشنایی دارید اما اینبار شما میتوانید داستان این کتاب را به صورت تصویری مشاهده کنید .
موفقیت شما آرزوی بزرگ ماست

بنام خدا
دوستان عزیز هدف از برنامه ریزی و زمانبندی آموزشها ایجاد یک روش و متد همگون برای تمامی بازاریابان تیم کادینوس میباشد . همانطور که قبلا نیز اشاره کردیم داشتن تخصص و دانستن راه و روش بازاریابی برای موفقیت در این تجارت امری الزامیست . و انتقال این تخصص به بازاریابان تحت مدیریت شما باید به نحو احسن انجام شود . اما گاهی اوقات شما تمام سعیتان را میکنید ولی بازاریابان شما مطالب را کامل درک نمیکنند ، یا در برخی از مطالب ضعیف میباشند . در این قسمت ما برای پی بردن شما به میزان درک مفاهیم افراد از تمام مطالب و منابع آموزشی در فاز اول سوالاتی را مطرح کردیم تا شما از طریق آنها بتوانید از بازاریابان تحت آموزش خود تست موفقیت بگیرید . شایان ذکر است بعد از طرح این سوالات شما هم مطالب را با ایشان مرور کرده اید و هم به میزان کیفیت آموزش واقف شده اید .
برای راهیابی افراد به فاز دوم آموزشها و همچنین شروع فعالیت بازاریابیشان ، موفقیت آنها در این آزمون الزامیست .
برای مشاهده سوالها به ادامه مطلب مراجعه کنید .
ادامه مطلب...

دوستان ما همواره در زندگیمان سعی کرده ایم که درآمدهای مناسبی از فعالیت اقتصادی خود داشته باشیم . حال این حرفه را نیز برای نیل به این هدف انتخاب کرده ایم . به همین دلیل باید یاد آور شوم ؛ در این حرفه موفقیت از آن کسی است که از سطح علمی مناسبی برخوردار باشد و برای انجام بازاریابی صحیح از روشی مناسب استفاده کند . تجربه ثابت کرده که بدون یاد گرفتن راه صحیح بازاریابی و آموزش آن به دیگر بازاریابان به هیچ وجه نمیتوان به موفقیت چشمگیری رسید و ضمنآ یک آموزش طولانی و بدون برنامه ریزی نیز ممکن است مانع رسیدن شما به موفقیت گردد . ما سعی کرده ایم یک برنامه ریزی منطقی و مفید و روشی مناسب و یکپارچه آموزشی تمامی افراد مجموعه را به سوی انجام بازاریابی به صورت صحیح سوق دهیم.
لطفآ به ادامه مطلب مراجعه کنید.
ادامه مطلب...








